آنجا که خون بی گنهان ریختن سزاست

هر روز ما محرم و هر دشت کربلاست

در هر زمانه دست ستم می کند جفا

دلهای عاشقان به غم و رنج مبتلاست

در پیش چشم مردم بی غیرت جهان

غزه هنوز قتلگه دشت نینواست

شمشیر ظلم و تیر جفا شمر و حرمله

با توپ وتانگ بر سر طفلی که ناشتاست

خون است و ناله و شرف و بی عدالتی

آنسوی خیمه ها همه در ناله و عزاست

جرمش چه بود جز طلب حق که دست ظلم

خونها بپا نمود که حق خواستن خطاست

انجا  حسین تشنه به   آب فرات بود

اینجا نگاه  تشنه فریاد آشناست


 

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت 12:8 موضوع سیاسی | لینک ثابت