بسمه تعالي
دانشجويان بزرگوار ايران اسلامي
متاسفانه براي بار ديگر اطلاع يافتيم به تازگي بيانيه اي از طرف جبهه متحد دانشجويان دانشگاه آزاد در حمايت صريح از مهندس مير حسين موسوي روي سايت هاي مختلف حامی اصلاحات منتشر شده ودر كمال تعجب نام انجمن اسلامي دانشجويي دانشگاه آزاد خميني شهر به عنوان حامي اين بيانيه در ذيل آن قيد گرديده است. لازم به ذكر است كه انجمن اسلامي دانشجويي نه تنها از انتشار چنين بيانيه اي اطلاع نداشته بلكه صدور بيانيه با جعل امضاء (که قبلا هم شاهد ان بوده ایم) که فعلی غیر اخلاقی و خلاف قانون وشرع مقدس است را در شان جامعه دانشگاهي ايران نمي داند. در ضمن با انتشار اين بيانيه حداقل از جايگاه وعنوان انجمن اسلامي دانشجويي دانشگاه آزاد خميني شهر سوء استفاده شده وبايد از مسببين اين بيانيه در يك رسانه رسمي پرسيده شود:كه به كدام مجوز وبه چه منظوري اقدام به سوء استفاده از عنوان و جايگاه تشكلي مستقل نموده اند؟
باید از این افراد مدعی حق پرسیده شود که با توجه به مطرح نکردن برنامه ای خاص از جانب مهندس موسوی (وصرفا انتقاد وی از دولت کنونی و یا مطرح نمودن طرح های این دولت و دولت های قبلی به عنوان برنامه خود)چگونه یک تشکل مستقل میتواند از ایشان حمایت کند؟
در پايان تاسف شديد خود را از انتشار اين بيانيه ابراز نموده و تاييد اين بيانيه توسط انجمن اسلامي دانشجويي را قويا تكذيب كرده و همچنين بر خود لازم ميدانيم كه به دانشجويان فهيم و آگاه ايران عزيزاطمينان خاطر دهيم كه به فضل الهي و ياري حضرت وليعصر(عج) هيچگاه از مسير آرمان خواهي و آرمان گرايي دور نشده واين گونه اقدامات ننگين را پيگيري حقوقي خواهيم نمود.
العاقبه للمتقين
انجمن اسلامي دانشجويي
دانشگاه آزاد خميني شهر
متن بيانيه در ادمه مطلب
نوشته شده توسط سردار در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 23:54 موضوع سیاسی | لینک ثابت
نشست دانشجویی دیپلماسی دولت نهم
باحضور دکتر علیرضا ذاکر
رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و مشاور رئیس جمهور

شنبه بیست و نهم فروردین ماه ۸۸
ساعت ۹:۳۰ صبح/سالن اجتماعات شهید آوینی
نوشته شده توسط سردار در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 ساعت 10:55 موضوع | لینک ثابت
قنطوريه كجاست؟
آن طور كه از شواهد بر مي آيد قنطوريه نام يك محل است كه در زير با فرهنگ مردم آن آشنا مي شويم:مردم قنطوريه آن طور كه هستند نيستند پسران اين محل قنطور بندند و دخترانشان قنطوره بند ((ما معتقد به جدايي دختران از پسران هستيم)) در اين محل برخي دختران چادر به سر دارند ولي چادري نيستند البته همه دختران اين محل چادر به سر دارند .برخي پسران اين محل ريش دارند ولي ريشي نيستند موجه نشان ميدهند ولي موجه نيستند وضع مالي مردم اين محل به نسبت خوب است ولي معيشت و وضع خورد و خوراكشان مناسب نيست نكته قابل توجه اين است كه:همه پسران كنار هم غذا مي خورند و دختران نيز.تاكيد ميكنم: ((ما معتقد به جدايي پسران از دختران هستيم)).در اين محل اكثر افراد مجرد هستند ومتاهلين جمعيت كمي را به خود اختصاص مي دهند .امكان تحصيل در اين محل فراهم است .اهالي قنطوريه به چند دسته تقسيم مي شوند: دسته اول كساني هستند كه از امكان تحصيل براي تحصيل استفاده ميكنند دسته دوم از اين امكان براي تفريح استفاده ميكنند دسته ديگر به دنبال گزينه مناسب براي ازدواج ميگردند افرادي نيز در اين محل به كار نيمچه سياسي مي پردازند ولي آنطور كه بايد درس نمي خوانند معدود افرادي هم پيدا مي شوند كه هم به تحصيل مي پردازند هم به كار فرهنگي وسياسي اما در اين محل فضاي باز سياسي آنطوركه بايد يافت نمي شود. نيروي انتظامي از مذكر ومؤنث با بي سيم و لباس فرم در تمام نقاط اين محل مشغول انجام وظيفه اند و از بروز حتي كوچكترين جرمي جلوگيري ميكنند و اگر احيانا جرمي صورت گيرد سريعا با آن برخورد ميكنند قنطوريه محلي است كه مسئولين آن براي قنطور بند ها هم قنطور سوار ميكنند قول ميدهند ولي عمل نميكنند آنها حتي از پخش يك سي دي هم در اين محل جلوگيري ميكنند. اجازه نشر بيانيه به فعالان سياسي نمي دهند. بودجه مربوط به نشريات منتقد در اين محل قطع مي شود . از قول گروهها ونشريات سياسي در اين محل بيانيه صادر ميشود. افراد وابسته به مسئولين قنطوريه بدون داشتن مدرك تحصيلي معتبر پشت ميز نشين ميشوند برنامه هاي منتقدان سياسي يك روز مانده به اجرا به دلايل و قنطورهاي مختلف كنسل ميشود.برای حفظ آرامش محل و جلوگیری از تشنج جای سالن اجتماعات و مسجد موقتا عوض میشود.گروههاي به اصطلاح سياسي وابسته به مسئولين قنطوريه به افراد منتقد اصحاب زر و زور ميگويند و از برخورد نيروي انتظامي با آنها خبري نيست (( گويا نيروي انتظامي فقط جلوي انتقاد را ميگيرد يا به عنوان مثال دختران وپسران را از هم جدا ميكند كه براي بار سوم تكرار ميكنم ما معتقد به جدايي دختران و پسران از هم هستيم)) رئيس كل قنطوريه انسان شريفي است وخدمات زيادي به اهالي رسانده است اما خود او نيز تا حدودي قنطور بند است .براي ورود افراد تازه وارد به اين محل از آنها مبلغي جزيي دريافت ميشود ساكنان هم حق شارژ خود را حدودا هر چهار ماه ميدهند كه البته آن هم جزيي است قنطوريه جايي است كه به همه نقاط شهر هاي اطراف سرويس دارد ولي سرويس هايش بيش از حد بهداشتي است.راستي نمايندگي ولي فقيه در قنطوريه نيز وجود دارد كه به اقامه نماز وبرنامه هاي مذهبي مي پردازد اما دريغ از گرفتن چند شب روضه براي اهل بيت(ع) در قنطوريه اخيرا مسجد بزرگي احداث شده است . كتابخانه دارد ولي اكثر كتابهاي آن در امانت است در قنطوريه شهداي گمنام هم مدفونند آنها واقعا گمنامند و كمتر كسي به آنها توجه ميكند.جمعيت قنطوريه طبق آمار اعلام شده بيش از ده هزار نفر است كه در نوع خود بي نظير است.شايان ذكر است پس از گذشت هر چند ماه تعداد افراد قابل توجهي به اين جمعيت اضافه ميشود بدون اينكه براي اسكان آنها تدبيري انديشيده شود. مورخان قدمت اين محل را بيش از بيست سال تخمين ميزنند.در مورد مكان دقيق اين محل بين جغرافيدانان اختلاف است ولي اكثر انها بر اين نظرند كه اين محل در ارتفاعات نزديك خميني شهر واقع شده است.
حرف آخر اينكه تمام مطالب فوق قنطوري بيش نبود كه ما براي شما سوار كرديم. به اميد موفقيت روز افزون همه اهالي قنطوريه خدمتگزار شما كسا
نوشته شده توسط سردار در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 ساعت 12:21 موضوع دانشجویی | لینک ثابت
بچه ها تحویل سال
یادش بخیر شملچه
چیده بودیم تو سفره
سربند و یک سر نیزه
بچه ها خیلی گشتن
تو جبهه سیب نداشتیم
بجای سیب تو سفره
کمپوتشو گذاشتیم
تو اون سفره گذاشتیم
یه کاسه سکه و سنگ
سمبه بجای سنجد
یه سفره رنگارنگ
اما یه سین کم اومد
همه تو فکری رفتیم
مصمم و با خنده
همه یک صدا گفتیم
بجای هفتمین سین
تو سفره سر میزاریم
سر کمه؛ هرچی داریم
پای رهبر میزاریم
نوشته شده توسط سردار در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت
با توجه به اهمیت هفته وحدت و نزدیک بودن آن به عید نوروز بر خود لازم دانستیم تا بخشی از پيام مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال 1386 شمسي(سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی) در مشهد مقدس را برای عزیزان متذکر شویم:

مسألهى ديگر، مسألهى اتحاد عمومى مردم است. دشمنان با تبليغات خود، با جنگ روانى خود، با تلاشهاى موذيانهى گوناگون خود سعى مىكنند بين صفوف ملت ايران اختلاف بيندازند؛ به بهانهى قوميت، به بهانهى مذهب، به بهانهى گرايشهاى صنفى، وحدت كلمهى ملت را از بين ببرند؛ علاوهى بر اين، در سطح دنياى اسلام هم يك تلاش وسيع عميقى از سوى دشمن محسوس است براى اينكه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر فاصله بيندازند؛ اختلاف مذهبى را بزرگ كنند؛ جنگ شيعه و سنى را در هر نقطهاى از دنيا كه ممكن باشد، به وجود بياورند و عظمت و ابهت ملت ايران را در ميان ملتهاى ديگر - كه روزبهروز بحمداللَّه تا امروز بيشتر شده - از بين ببرند.
ملت ما بايد هشيار باشد. تلاش براى سازندگى كشور و عمدهتر و مهمتر از آن، تلاش براى اتحاد كلمه و يكپارچگى ملى و اتحاد امت اسلامى ادامه يابد. عاقلانه، هوشيارانه، خردمندانه و مدبرانه بايستى اين اتحاد را حفظ كرد و روزبهروز تقويت كرد. من به همين جهت به مسألهى اتحاد كلمهى ملتمان اهميت مىدهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» است؛ يعنى در درون ملت ما اتحاد كلمهى همهى آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملى؛ و در سطح بينالمللى، انسجام ميان همهى مسلمانان و روابط برادرانهى ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت كلمهى آنها.
امروز عظمت اسلام هم وابسته به استقلال ملتها و عزم راسخ ملتهاست و ملت مسلمان ايران در اين راه تاكنون بحمداللَّه پرچمدار بوده است و پرچمدار هم خواهد بود.
از خداوند متعال براى روح ملكوتى امام بزرگوارمان كه اين راه را به روى ما گشود، طلب آمرزش و تعالى درجات مىكنيم و اميدوارم ملت ايران در اين راه موفق و مؤيد باشند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
نوشته شده توسط سردار در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ساعت 18:52 موضوع سیاسی | لینک ثابت
شهادت جانسوز امام حسن عسکری(ع) را محضر مبارک فرزندش حضرت ولی عصر(عج) و مادرش حضرت زهرا(س) مقام معظم رهبری و همه شیعیان ومحبین آن حضرت تسلیت عرض منماییم.

از حضرت امام حسن عسگری(ع) روایت شده است كه «علامتهای مؤمن پنج چیز است، پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی برخاك نهادن درسجده و بسم الله را بلندگفتن»
نوشته شده توسط سردار در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 ساعت 19:55 موضوع | لینک ثابت
دكتر محمود احمدي نژاد پس از پرتاب موفقيت آميز ماهواره ملي «اميد» به وسيله ماهواربر «سفير 2» تقارن آن را با ايام الله دهه فجر و ميلاد امام كاظم(ع) فرخنده و مبارك دانست و اظهار داشت: كار بسيار عظيمي توسط دانشمندان ، جوانان عزيز و متخصصين برومند ايران در اين ايام فرخنده به ثمر رسيده است كه آن را به مردم عزيز ايران صميمانه تبريك عرض مي كنم.
رييس جمهور قرار گرفتن ماهواره ملي «اميد» را در مدار زمين هديه بزرگي براي ملت ايران دانست و گفت:اين رخداد بزرگ پس از ماهها تلاش پيگير ، تحقيق و پژوهش و محاسبه هاي پيچيده رياضي انجام و ساخته شده و با موشكي كه آن هم به طور كامل توسط متخصصين و دانشمندان كشورمان ساخته شده است، به فضا پرتاب شد .
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه ماهواره ملي «اميد» با الطاف الهي و عنايات حضرت ولي عصر(عج) در مدار پيش بيني شده قرار گرفته است، اظهار داشت: اين رخداد افتخار آميز را صميمانه به همه ملت ايران ، جوانان، متخصصين،دلسوزان و عاشقان ايران زمين و همه عدالت طلبان تبريك مي گويم.
.jpg)
یک بوسه و فرار
![]()
بازگشت امام

یک بوسه دیگر

یک بوسه دیگر و اینک

نوشته شده توسط سردار در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 ساعت 12:23 موضوع سیاسی | لینک ثابت
رسول گرامی اسلام که از طرف خداوند یک مأموریت جهانی داشت، به منظور دعوت مسیحیان نجران، نامه ای به اسقف آن شهر نوشت و در ضمن آن نامه، آنها را به اسلام دعوت کرد به این مضمون که در صورت عدم قبول، یا باید جزیه دهند یا آماده جنگ گردند.
وقتی که نامه رسول خدا به دست اسقف رسید و از مضمونش مطّلع شد، ترس و وحشتی عظیم در دل او راه یافت و سپس با بزرگان قوم مشورت کرد، بنا شد که به دیدار رسول اکرم به مدینه بروند.
اسقف نصاری به همراهی یک هیأت شصت نفری به خدمت رسول خدا رسید و از آن حضرت سوالاتی کرد و پاسخهائی شنید که مفصّلاً در تواریخ ثبت است، اما از آنجا که حق پذیری، همراه مشکلات و محرومیتهایی است، مسیحیان بنای مجادله و مخاصمه گذاشتند که ناگاه فرمان خدای تعالی رسید که:
((فمن حاجّک فیه من بعد ماجاء ک من العلم فقل تعالوا اندع ابنا وابنائکم ونساتنا ونسائکم وانفسناو انفسکم ثم بنهتل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین ))؛ (سوره آل عمران آیه 61)
(هر گاه بعد از علمی که به تو رسید، باز کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخاستند پس به آنها بگو بیائید ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را دعوت کنیم و ما زنان خود را و شما زنان خود را و ما از نفوس خود و شما از نفوس خود دعوت کنیم.
آنگاه به مباهله برخیزیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.) رسول خدا به دنبال فرمان الهی پیشنهاد مباهله دادند و نصارای نجران قبول کردند، پیامبر پیش از مباهله، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را زیر عبای سیاهرنگی برد و این آیه را تلاوت نمود: ( انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و لیطهرکم تطهیراً)؛ (خداوند اراده کرده است که هر نوع پلیدی و ناپاکی را از شما دور کند و شما اهل بیت را پاک گرداند.)بامداد روز بعد در حالیکه انبوه عظیمی از مسیحیان جمع شده بودند، همه دیدند که رسول خدا کودکی را که همان حسین علیه السلام بود در آغوش گرفته و دست کودکی را که همان حسن علیه السلام بود در دست دارد و پشت سر او فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین علیهمالسلام در حرکتند
مسیحیان پرسیدند: همراهیان رسول خدا کیانند؟
گفتند: دختر و داماد و فرزندان او هستند.
اسقف نصاری که مردی خردمند بود، به یاران خود گفت:
بخدا قسم من چهره هایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهها را متلاشی کند، درخواستشان رد نمی شود با این گروه مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و دیگر تا قیامت یک نصرانی روی زمین باقی نمی ماند.
سپس به رسول خدا گفتند:
ما با تو مباهله نمی کنیم. رسول خدا فرمود: پس اسلام بیاورید تا در نفع و ضرر مسلمین شریک باشید. آنها قبول نکردند تا بالاخره حاضر شدند هر سال دو هزار حله و سی عدد زره آهنی به عنوان « جزیه » به مسلمانها بدهند و در مقابل در پناه مسلمین، زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند که این مراتب در نامه ای رسمی بخط امیرالمومنین علیه السلام نوشته و سپس امضا شد.
نوشته شده توسط سردار در شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت
صد طلبد
داستاني غير واقعي و نقدي بر وضع سرويس هاي دانشگاه
يك روز از روز هاي اوايل ترم جديد آقاي رئيس از آنجا كه خود را از جنس دانشجويان ميدانند براي آمدن به دانشگاه تصميم گرفتند از سرويس هاي دانشجويي استفاده كنند. به همين دليل نزديكاي ظهر به سه راه صمديه آمدند كه به صحنه جالبي بر خوردند: عده زيادي از دانشجويان از مذكر و مؤنث كنار خيابان منتظر آمدن سرويس بودند از سرويس هاي شركت قراردادي هم خبري نبود.آقاي رئيس هم مثل بقيه دانشجويان منتظر ايستادند تا بالاخره يكي از اتو بوس هاي سوپر دو لوكس شركت قراردادي رسيد از قضا راننده اين اتوبوس قهرمان داستان ما آقاي صد طلبد بود. درب اتوبوس به صورت اتوماتيك باز شد و دانشجويان به محض ديدن اتوبوس به سمت درب آن حمله بردند هنگامي كه آقاي رئيس مي خواستند از پشت اتوبوس خود را به در برسانند راننده به اتوبوس گازداد و هر چه دود اگزوز بود به شلوار آقاي رئيس نشست. آقاي رئيس كه ديرشان شده بود و ممكن بود به جلسه شان نرسند به هر زحمتي بود سوار اتوبوس شدند وبه دنبال صندلي خالي تا اخر اتوبوس رفتند وقتي به بوفه رسيدند ديدند روي بوفه چند نفر از خانم هاي چادر نماي دانشگاه نشسته اند و براي يك نفر هم جاي خالي وجود دارد آقاي رئيس از خير جاي خالي گذشتند وترجيح دادند تا دانشگاه روي پاي مبارك بايستند. دانشجويان هم كه تا آن وقت آقاي رئيس را نمي شناختند از صندلي خود نگذشتند. به محض راه افتادن اتوبوس يكي از دانشجو نماها سيگاري روشن كرد وبي اعتنا به حقوق ديگران مشغول استعمال آن شد. آقاي رئيس متعجب به آن دانشجو نما و وضع اتوبوس نگاه مي كردند : صندلي ها به قدري به هم نزديك بود كه به زحمت مي شد روي آنها نشست پنجره ها وپرده ها كثيف بود در جلوي اتوبوس هم آقاي صد طلبد يك گاز پيك نيكي-يك ليوان- يك قندان و..... گذاشته بود وخود مشغول سيگار كشيدن و گوش دادن به راديو بود. آقاي رئيس تازه داشت با شرايط كنار مي آمد كه ناگهان صدايي او را به خود آورد يكي از دانشجو نماها باتلفن همراهش آهنگي گذاشته بود و رفقاي او نيز دست ميزدند آقاي رئيس به روي مبارك نياوردند و سعه صدر به خرج دادند. بيش از نيمي از راه گذشته بود وتقريبا اتوبوس داشت به سر بالايي هاي نزديك دانشكاه مي رسيد كه ناگهان اتوبوس خاموش شد. آقاي صد طلبد به پايين رفته و همگان مطلع شدند كه اتوبوس خراب شده است. آقاي رئيس كه ده دقيقه اي از وقت جلسه اش گذشته بود ناراحت وعصباني به اقاي صد طلبد گفتند:اين چه وضعشه من جلسه دارم. آقاي صد طلبد كه آقاي رئيس را نمي شناخت با لحني تند و الفاظي كه قلم از نوشتن آنها شرم دارد آقاي رئيس را مورد خطاب قرار دادند. باز هم آقاي رئيس كوتاه امدند. بعد از گذشتن نيم ساعت اتوبوس تعمير شد وراه افتاد و بالاخره پس از مدتي به پاركينك دانشگاه رسيد. دانشجويان با عجله كرايه خود را ميدادند و مي رفتند آقاي رئيس نيز دويست تومان از جيب مبارك درآورده وبه آقاي صد طلبد دادند. كه آقاي صد طلبد گفت: دويست وپنجاه تومان مي شود آقاي رئيس كه از گران شدن كرايه ها خبر نداشتند به دنبال پول خرد در جيبشان مي گشتند تا اينكه يك دويست توماني ديگر پيدا كردند وبه آقاي صد طلبد دادند آقاي صد طلبد كه پول خرد براي پس دادن نداشت اين بار بر خلاف عادت ترم هاي پيشين به جاي اينكه بگويد صدطلبد گفت:صدو پنجاه طلبد.
به اميد بهتر شدن وضع سرويس ها
كميسيون سياسي انجمن اسلامي دانشجويي سردار
نوشته شده توسط سردار در جمعه بیست و نهم آذر 1387 ساعت 23:13 موضوع طنز | لینک ثابت
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
ولىّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و كسانى كه ايمان آوردهاند همانها كه نماز را برپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند [على عليه السّلام]
شان نزول آیه
از "عبد اللَّه بن عباس" چنين نقل شده: كه روزى در كنار چاه زمزم نشسته بود و براى مردم از قول پيامبر (صلي الله عليه و آله) حديث نقل مىكرد، ناگهان مردى كه عمامهاى بر سر داشت و صورت خود را پوشانيده بود نزديك آمد و هر مرتبه كه ابن عباس از پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله) حديث نقل ميكرد او نيز با جمله" قال رسول اللَّه" حديث ديگرى از پيامبر (صلي الله عليه و آله) نقل مىنمود. ابن عباس او را قسم داد تا خود را معرفى كند، او صورت خود را گشود و صدا زد اى مردم! هر كس مرا نمىشناسد بداند من ابوذر غفارى هستم با اين گوشهاى خودم از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنيدم، و اگر دروغ مىگويم هر دو گوشم كر باد، و با اين چشمان خود اين جريان را ديدم و اگر دروغ مىگويم هر دو كور باد، كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: "على قائد البررة و قاتل الكفرة منصور من نصره مخذول من خذله"، على (عليه السلام) پيشواى نيكان است، و كشنده كافران، هر كس او را يارىكند، خدا ياريش خواهد كرد، و هر كس دست از ياريش بردارد، خدا دست از يارى او برخواهد داشت. سپس ابوذر اضافه كرد: اى مردم روزى از روزها با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در مسجد نماز مىخواندم، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد، ولى كسى چيزى به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو تقاضاى كمك كردم ولى كسى جواب مساعد به من نداد، در همين حال على (عليه السلام) كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد. سائل نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد، پيامبر (صلي الله عليه و آله) كه در حال نماز بود اين جريان را مشاهده كرد، هنگامى كه از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند كرد و چنين گفت:" خداوندا برادرم موسى از تو تقاضا كرد كه روح او را وسيع گردانى و كارها را بر او آسان سازى و گره از زبان او بگشايى تا مردم گفتارش را درك كنند، و نيز موسى درخواست كرد هارون را كه برادرش بود وزير و ياورش قرار دهى و بوسيله او نيرويش را زياد كنى و در كارهايش شريك سازى. خداوندا! من محمد پيامبر و برگزيده توام، سينه مرا گشاده كن و كارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على (عليه السلام) را وزير من گردان تا به وسيله او، پشتم قوى و محكم گردد". ابو ذر مىگويد: هنوز دعاى پيامبر (صلي الله عليه و آله) پايان نيافته بود كه جبرئيل نازل شد و به پيامبر (صلي الله عليه و آله) گفت: بخوان، پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: چه بخوانم، گفت بخوان: "إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ... عمّار ياسر مىگويد: پس از انفاق انگشتر در نماز و نزول آيه بود كه رسولخداصلى الله عليه وآله فرمود: «مَن كنتُ مولاه فعلىّ مولاه».
نوشته شده توسط سردار در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 22:57 موضوع اجتماعی | لینک ثابت
روايتى در مورد نصب امير المؤمنين(ع)به ولايت و قصه حارث بن نعمان كه صاحب تفسير المنار نقل كرده و سپس بر آن اشكالاتى ايراد نموده و در تفسير المنار از تفسير ثعلبى نقل مىكند كه گفته است: اين گفتار رسول الله(ص)همه جا و در همه بلاد منتشر شد، تا به گوش حارث بن نعمان فهرى رسيد،حارث بى درنگ شتر خود را سوار شد و شرفياب حضور رسول الله(ص)گرديد، و
آن حضرت آن موقع در ابطح بودند، حارث از شتر خود فرود آمده و بند بر پاى آن نهاد و نزديكشد، آنگاه روى به آن جناب نموده و در حالى كه آن حضرت در بين جمعى از اصحابش بودعرض كرد : يا محمد!تو از ناحيه پروردگارت به ما دستور دادى كه به وحدانيت خداوند ورسالت تو شهادت دهيم، ما نيز پذيرفتيم، آنگاه به ما گفتى چه و چه(و همه احكام را ذكركرد)و ما قبول كرديم، و اين همه اطاعت از ما تو را كفايت نكرد تا دو بازوى پسر عمت راكشيده و او را بر همه ما سرورى دادى، و گفتى: هر كه من مولاى اويم على مولاى او است،اينك آمدهام از تو بپرسم داستان سرورى پسر عمت از ناحيه خود تو است يا از ناحيه خداست؟.
رسول الله(ص)فرمود: سوگند به آن خدائى كه جز او معبودى نيست آننيز مانند همه دستوراتم از ناحيه خداست، حارث بسوى مركب خود برگشت و در حالى كهمىگفت: بار الها اگر اين مطلب حق است و از ناحيه تو است سنگى از آسمان بر ما بباران، و ياعذابى دردناك بر ما نازل كن، هنوز به شتر خود نرسيده بود كه خداى تعالى او را هدف سنگريزهاى قرار داده بطورى كه از فرق سرش فرو رفت و از پائين تنش بيرون آمده و هلاكشساخت، و در باره همين واقعه در سوره معارج اين دو آيه"سال سائل بعذاب واقع.للكافرينليس له دافع" (41) را فرستاد
نوشته شده توسط سردار در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 ساعت 20:27 موضوع اجتماعی | لینک ثابت
منوی وبلاگ
درباره وبلاگ

کمیسیون سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه ازاد خمینی شهر
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
رایحه خوش خدمت
صدای دانشجو
حامیان عدالت
فصل آگاهی
تلخند
سیمای عدالت
دانشجویان جهاد دانشگاهي سمنان
ظهور نزدیک است...
عکس/مطالب خواندنی/دانلود
حريم الهي
دانشگاه ازاد خمینی شهر
سیاسی بدجور
جامعه اسلامی دانشجویان خمینی شهر
قالبهای مذهبی
پیوندهای روزانه
مشاور رییس جمهوری در جمع دانشجویان واحد خمینی شهر و رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری
همشهريهاي خاتمي كمر اصلاحطلبان را شكستند
آیا انگشت اشاره حضرت آقا، رفسنجانی را نشانه رفته؟!
آقاي روحاني دريچه شما را اوباما باز مي كند! دريچه ما را خدا!
استقبال معنادار از احمدينژاد در زادگاه خاتمي و کماي رسانهاي اصلاحطلبان
شهرداري تا ريال آخر پول را گرفته، يک گزارش هم نميدهد که چهکار کرده است؟
وقتي احمدي نژاد شكست مي خورد
مدیریت شهر تهران غیرتخصصی وسیاسیکار است
سوم تير، منطقه ممنوعه را باز كرد
بیانیه جامعه اسلامی خمینی شهر پیرامون اظهار نظر اخیر برخی تشکل های وابسته به دانشگاه آزاد
آخرین نوشته ها
میر حسین موسوي و 600 تخلف در زمان نخستوزيري
رسایی :از من خواستند در خصوص رفسنجاني و دانشگاه آزاد سخن نگويم
دانشگاه آزاد براي حامي احمدينژاد مجوز سخنراني صادر نكرد
جعل نام توسط «جبهه متحد دانشجويان آزاد» را پيگيري ميكنيم
مصادره نام و محبوبیت افرادشیوه جدید اصلاح طلبان افراطی برای کسب محبوبیت
تکذیبیه
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویی در مورد اجلاس ژنو
نشست دانشجویی
خصوصی
نوشته های پیشین
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^